شمس الدين حافظ
278
سفينه حافظ ( فارسى )
بدور گل منشين بىشراب و شاهد و چنگ * كه همچو دور بقا هفتهاى بود معدود بيار جام لبالب « 1 » به ياد آصف عهد * وزير ملك سليمان عماد دين محمود « 2 » بود كه مجلس حافظ بيمن تربيتش * هر آنچه مىطلبد جمله باشدش موجود « 3 » [ 1 ] [ 220 از ديده خون دل همه بر روى ما رود ] 161 شماره مسلسل 303 از ديده خون دل همه بر روى ما رود * بر روى ما ز ديده چه گويم چها رود ما در درون سينه هوائى « 4 » نهفتهايم * بر باد اگر رود سر « 5 » ما زان هوا رود بر خاك راه يار نهاديم روى خويش * بر روى ما رواست اگر آشنا رود سيلست آب ديده و بر هر كه بگذرد * گر خود دلش ز سنگ بود هم ز جا رود ما را به آب ديده شب و روز ماجراست * زان رهگذر كه بر سر كويش چرا رود خورشيد خاورى كند از رشك جامه چاك * گر ماه مهرپرور من در قبا رود حافظ بكوى ميكده دايم بصدق دل * چون صوفيان صومعه دار از صفا رود
--> ( 1 ) در بعضى نسخ بجاى « بيار جام لبالب » چنين آمده است : « بخواه جام صبوحى » ( 2 ) مقصود « عماد الدين محمود كرمانى » وزير ، و از سركردگان شاه ابو اسحاق انجو مىباشد بنابراين از غزليات دوران جوانى حافظ است . ( 3 ) خلخالى مقطع را چنين دانسته : ز عيش كام ابد جو بدولتش حافظ * كه باد تا بابد ظل دولتش ممدود ( 4 ) عشق ، نقشه و نيت ( 5 ) در سودى دل ، و مثل اينكه بهتر است . [ 1 ] پاورقى غزل 160 - به نظر مىرسد كه حافظ اين غزل را قبل از سال 754 سروده باشد .